آیا تا به حال لحظه ای فرارسیده که در حالی که آرام در گوشه ای نشسته  و در دریای  تفکرات خویش  شنا می کنید ، فکرنویی به ذهن شما  خطور کند؟

این جرقه های فکری  ممکن است در ذهن هرکسی  با هر جایگاهی و در هر زمانی و در هر شغلی  رخ دهد و  برای لحظه ای انسان را هیجان زده کرده و گویی انسان نمودی از خلاقیت را تجربه می کند.

حال با این سوال روبرو می شویم که انسان باید با این افکار نو چگونه روبرو شود؟

هنگامی که انسان ها چنین لحظاتی را تجربه  می کنند ، ممکن است تصمیمات مختلفی اتخاذ کنند:

عده ای ممکن است به این میهمان تازه از راه رسیده از  سرزمین تفکر، خوشامد گفته اما پس از مدت زمان کوتاهی با او خداحافظی کرده و برای همیشه آن را فراموش کنند و بار دیگر آرامش را به ذهن خود بازگردانند.

گاهی  چنین افکار نویی ممکن است وجود آدمی را به تکاپو وا داشته که این خود زنجیره ای از اقدامات را طلبیده و در نهایت   انسان  را در مسیر جدیدی هدایت می کند به همین خاطر عده ای علاقه ای  به روبرو شدن با افکارنو را ندارند زیرا نمی خواهند به دنبال تغییر و دگرگونی و تبعات ناشی از آن باشند.

عده ای  دیگر این افکار نو را چیز باارزشی می دانند اما گویی شرایط حال را مساعد بهره بردن از آن نمی دانند اگرچه آن را با اهمیت می دانند ولی  بیشتر علاقمندند که آن را درون یک صندوقچه در داخل ذهن  خود  قرار داده و قفلی بر آن آویزان کنند و همچنین تمایلی برای ارائه آن به دیگران نیز ندارند . به امید آنکه روزی آن را از بایگانی ذهن  خارج کرده و از آن بهره ببرند.چه بسا هزاران انسان که روزانه از  این دنیا می روند در حالی که صندوقچه ذهن آنها دارای  افکارنو ارزشمندی است که به خاک سپرده می شود.

عده ای دیگر با به دست آوردن این فکرنو چنان هیجان زده می شوند که مشتاقند هر چه سریعتر آن را عملی کنند و اگر نتوانند ، دوست دارند آن را به کسی هدیه کنند.

این فکرنو تبدیل به پرنده ای می شود که به دنبال آزادی از فضای بسته ذهن است  و بطور دائم خود را به دیواره های این قفس  می زند تا آزاد شود و آن قدر جنب و جوش می کند تا در نهایت صاحب  ذهن را خسته کرده تا او تصمیم می گیرد آن را به کسی هدیه کند ، چون خود قادر به استفاده از آن نیست .

اما این فرد چه کسی  است ؟

بعضی از انسان ها دوست دارند چیزهای باارزش خود را به کسی هدیه  بدهند که آن شخص ، فرد باگذشت و بخشنده ای  است  و بارها از جانب او مورد لطف واقع  شده اند و اگر چنین  شخصی را نیابند ترجیح می دهند فکرنو خود را بایگانی کنند تا شاید  روزی آن شخص  دلخواه را بیابند.

در جوامعی که افراد دارای گذشت بوده و کمتر به فکر منفعت شخصی هستند ، افکار نو بسیار زیادی به جریان خواهد افتاد که در نهایت زمینه ساز بروز  خلاقیت در جامعه خواهد بود  که این خود ثمرات فراوانی را برای  جامعه به ارمغان خواهد آورد.

عده ای  دیگر همچون جستجو گرانی هستند که هر لحظه به دنبال آنند تا فکرنویی را به دست آورند و به چنگ آوردن یک فکرنو را اتفاقی  با ارزش می پندارند و آن چنان  شوق  عملی  کردن آن را در سر دارند که تصمیم می گیرند به هر صورتی که شده  آن را عملی کنند و از طرفی  ممکن است فرصت تعمق و تفکر در مورد آن را نداشته باشند.

اگر افکارنو بدون مطالعه و تحقیق و بهره گیری از خرد جمعی عملی  شوند ، گاهی زمینه ساز اتفاقاتی می شوند که می توانند تاثیرات زیانباری  را به همراه داشته باشند و این خود سبب می شود که در آینده ،  همین عده  در پذیرا شدن افکار نو بی علاقه شده و در رویارویی با افکارنو دچار نگرانی و اضطراب شوند.

 در برخورد با افکارنو ، ابتدا لازم است با تفکر و تعمق و بهره گیری از مشورت  کافی  دیگران به تحلیل آن بپردازیم  و آنگاه با آینده نگری نتایج آن را بررسی  کرده و در صورت داشتن مزایای کافی ،آن را بکار ببریم  و در صورتی که به نتیجه  رسیدیم عواقب ناخوشایندی به همراه دارد ، با مستند سازی و انتشار آن ، دیگران را از تبعات عملی کردن آن مطلع سازیم  تا اگر بار دیگر چنین فکرنویی به ذهن کسی  رسید با بهره گیری از این نتایج ، کمتر دچار خسارت و زیان گردد .

در صورتی که ما در برخورد با افکار نو با اندیشه عمل نکنیم ، یک فکرنو که اولین تبلور ظهور خلاقیت در ذهن آدمی است   در اثر این نسنجیدگی تبدیل به تیشه ای می شود که بر تنه خلاقیت فرود می آید و آن را مجروح می سازد.به خصوص در جوامعی نظیر جوامع ما که اندیشگاهها   به صورت علمی  و نهادینه شده شکل نگرفته اند تا به یاری اشخاص، سازمان ها و کلیه نهادهای اجتماعی برای تصمیم گیری درست  بشتابند، کم کم  سبب خواهد شد  که مردم از پذیرش افکارنو و عملی کردن آنها دچار نگرانی  شده و از آن دوری جویند .

پس فکر نو می تواند هم مخرب و هم سازنده باشد.

هر روزه  میلیونها فکر در ذهن انسانها شکل می گیرد و ضروری است که جامعه در خصوص نحوه رویارویی با این افکار از آموزش های  لازم برخوردارشوند تا به خوبی از ثمرات افکارنو بهره مند شوند که این خود می تواند در ارتقاء بهداشت روانی جامعه نیز موثر باشد ،چراکه ما توانسته ایم از افزایش میزان پشیمانی ها در وجود انسانها پیشگیری نماییم و بر رضایتمندی آنها بخاطر تصمیم گیری درست بیفزاییم.

****

منبع : مقاله "  فکرنو ، سازنده یا تخریب کننده  "  -نویسنده : حمید میرزاآقایی -انتشار سایت فکرنو-مرداد 1387