ما چگونه به كودكانمان  درست و غلط  را آموزش  می  دهیم ؟آنها چگونه و از كجا  دلسوزی  ،مهربانی  و دیگر ارزش های  اخلاقی  مهم را یاد می  گیرند؟آیا روش های  علمی وجود دارد  تا والدین  جهت شكل دهی  ویژگیهای  كودكانشان ،از آنها بهره  گیرند؟  اینها برخی از سوالاتی  هستند  كه معمولا به ذهن  والدین  و دست اندركاران  پرورش  و تربیت كودكان  می رسد، به همین جهت  ابتدا به اختصار  نظرات برخی  از مولفان و نظریه پردازان  را مرور كرده  و در پایان  به ارائه  چند راهكار  ساده خواهیم پرداخت .

یكی از ابعاد رشد و تحول ، كه از دوران كودكی  تا سال های  بزرگسالی ،در كنار دیگر ابعاد  رشد  شكل می  گیرد،رشد اخلاقی  كودكان  است .وقتی مردم درباره رشد اخلاقی  صحبت می كنند، آنها به رفتار و نگرش  های  خودشان نسبت  به  سایر مردم در جامعه  اشاره  دارند،به عبارتی آنها به پیروی ما از  هنجارهای اجتماعی ،مقررات و قوانین ،عرف و آداب  و رسوم  توجه می كنند .البته به زبان ساده و در مورد كودكان ،ما توانایی آنها را در تمایز درست از غلط  توصیف می كنیم .

دو نظریه پرداز  و روانشناس  معروف ، ژان پیاژه  و لارنس  گلبرگ ،  رشد اخلاقی  كودكان را مطالعه كردند. پیاژه مشاهده كرد كه چگونه  استدلال  اخلاقی  در كودكان  شكل می  گیرد.او دریافت در كودكان خردسال ،در مقایسه با كودكان بزرگتر ،ادراك  ابتدای تری  از رفتار  درست -غلط دارند.

پیاژه با طرح  این پرسش  اساسی  كه كدام رفتار  بدتر  است ؟ ، مشاهده كرد كه كودكان خردسال رفتار بد را به وسیله  میزان  صدمه ای كه به خاطر رفتار شخص ایجاد  شده قضاوت می كنند، او داستانهایی را در قالب  معما  یا مساله  اخلاقی  بود  برای  آنها تعریف می  كرد  و از آنها می خواست  بگویند  " چه كسی  رفتارش  بدتر است ؟" به عنوان مثال ،یكی از داستان ها به این  شرح بود : پسری  كه  بطور اتفاقی  15  فنجان را می شكند  كار بدتری  كرده است  یا پسری  كه از روی  لجبازی  و عصبانیت ،هنگامی  كه مادرش  در آن اطراف نیست ، یك  فنجان را می  شكند؟ پیاژه مشاهده كرد كودكان خردسال ، رفتار بد را به  پسری   كه فنجان  بیشتری  شكسته است  نسبت دادند و این امر صرف نظر  از نیت  كودك  دوم  بود . پیاژه این  استدلال اخلاقی  را ، اخلاق  عینی  یا واقع گرایی  اخلاقی  نامیده ،در حالی  كه كودكان بزرگتر  رفتار بد را به پسری  كه فقط  یك فنجان  شكسته  بود  نسبت دادند.،زیرا انگیزه او بد بود.مسلما این نوع استدلال  پیشرفته تر از  استدلال  اخلاق  عینی  است .از  نظر  پیاژه  به نظر نمی  رسد  كودكان بتوانند  این مرحله از  رشد اخلاقی  را  كاملا  قبل از  سنین  12 یا  13  سالگی  كسب كنند.

نظریه  پرداز و مولفی  دیگر ، یعنی  لارنس  گلبرگ كار پیاژه  را تا  سنین  جوانی  و بزرگسالی  ادامه داد.

گلبرگ  سطح اول را پیش  عرفی  نامید.در این  سطح  كودكان با اجتناب  از تنبیه  و برآوردن  نیازها ی  خود رفتار صحیح را نشان می  دهند .(در این  سطح  مرحله  اول مساوی  تنبیه -اطاعت  و مرحله دوم  با فرد گرایی توصیف می شود ). این سطح و مرحله هایش  كارهای  كودكان خردسال  تا 10  سالگی  را توجه می  كند .سطح دوم ،عرفی  خوانده می  شود ، در این  سطح كودكان  بیشتر  با زندگی  بر اساس  انتظارات  دیگران  و انجام كار صحیح  به دلیل اینكه برای  گروه مناسب  است  ،رفتار  می  كند.(مرحله سوم  با انطباق  بین افراد  و مرحله چهارم  با نظام اجتماعی  و تبعیت از قانون  مرتبط  است ).این سطح و مرحله هایش با ویژگی های  كودكان  بالای  10 سال  تا دوران  بزرگسالی  مطابقت  دارد.

سطح سوم ،پس  عرفی  نامیده می  شود .در طی این سطح  افراد  رفتارشان  را به وسیله  ارزش ها و اعتقادات گروهی و به عبارتی  معیارهای جهانی  ارزیابی می كنند و رفتارها را با جامعه ای كه با آنها زندگی می كنند فكنترل  می نمایند.به این ترتیب رفتار صحیح  بر اساس  یك قرار داد اجتماعی  با دیگران  و مطابق با اصول اخلاق جهانی  كه ممكن است بر مبنای  قوانین  جوامع  بشری پایه ریزی  شده باشد.(در این  سطح مرحله پنجم  با قرار دادهای  اجتماعی  و حقوق فردی ،مرحله ششم  با علم اخلاق و نوعدوستی  مطابقت دارد.) با آن كه دیدگاه های دیگری  نیز از سوی  مولفان دیگر  ارائه شده  و افراد متعددی  با مراحل  رشد اخلاقی   پیاژه و گلبرگ  اتفاق نظر نداشته  و از آنها  انتقاد می كنند، اما همچنان  این پرسش  اصلی  برای والدین  باقی  است  كه ما چگونه  رفتار اخلاقی  را به كودكان آموزش  می دهیم؟

یكی دیگر از  مسائل اساسی كه همواره  در اكثر مسائل (مانند  رشد هوش ،شكل گیری  شخصیت و...) انسانی  مطرح است ، تعیین میزان سهم "طبیعت-تربیت "  است .متعادل ترین نظر  در این بین  آن است  كه رشد اخلاقی حاصل تعامل  بین طبیعت  و تربیت است .

اخلاق در نتیجه  تعامل  عواملی  مانند نظرات  والدین ، روش های  انضباطی و همچنین  انتخاب ها  و اختیارات  خود كودكان شكل می گیرد.كودك از تجارب اولیه  خود برای  تشخیص درست  از غلط  بهره می گیرد .در  عین حال  هنگامی  كه نیاز  به تربیت و پرورش  دارند  ،والدین  به طور متعادل  نیازهایشان  را برآورده  می سازند ،بدین ترتیب  یاد می گیرند  در زندگی  مقررات  را بپذیرند و یاس ها را تحمل كنند.

دوست داشتن افراطی و برآوردن نیازها  صرف نظر از  خواسته ها  و نیازهای  كودك،  او را لوس  می  كند.این سبب می  شود  كودكان  در اولین مراحل  رشد اخلاقی  بر اساس  فردگرایی خودخواهانه  مغرور شوند. این مساله برای  كودكان دو ساله خوب است ،برای شش ساله ها  قابل تحمل  و در 12  ساله ها  و یا سنسن بالاتر  مضر است . محدودیت زیاد موجب می  گردد  كودك احساس كم ارزشی  و فقدان خویشتن داری  كند.این روش ها موجب  بهم ریختن  سلامت روانی  كودك می شوند ، او فردی  بسیار سركش  یا بسیار  مطیع ،لیكن  به شكلی  بیمارگونه  و ناسالم ،خواهد  شد. 

با اندكی تامل می  توان دریافت  رسیدن به تعادل  مشكل است .با برقراری  انضباط  ما فقط  رفتار غلط را  تنبیه نمی كنیم  یا باعث  ایجاد محدودیت  نمی  شویم بلكه  چگونگی تشخیص درست  از غلط را  آموزش  می  دهیم.

حتی  به رغم  مقررات و نظام های اجتماعی ، كودكان در سنین بالاتر می  توانند تصمیم بگیرند  و انتخاب كنند  كه از قوانین  و مقررات جامعه  پیروی  نمایند  یا نه . در نهایت  والدین  در درك رشد اخلاقی  باید این واقعیت را بپذیرند كه باید كودكانشان را ارزیابی كنند تا اهداف بهتری را برای  رشد فردی  آنها برگزینند.

به تازگی مولفان ، اصطلاح تازه ای  را تحت عنوان هوش  اخلاقی  سعی  دارند در روانشناسی  وارد نمایند .در این زمینه  مایكل بوریا  ده  نكته  را برای  پرورش  كودكانی  اخلاقی  یا ایجاد هوش  اخلاقی  پیشنهاد می دهد ، كه ابتدا  رئوس  این موارد  را مرور كرده  و سپس  به اختصار  به شرح هر یك  می  پردازد:

 

1-احساس  تعهد  در راستای  ایجاد و پرورش  كودكی  اخلاقی

2-تلاش  برای آن كه  الگویی  نمونه  یا یك مثال  اخلاقی  قوی  باشید.

3-شناختن باورها  و عقاید خودتان ، ضمن  تلاش  برای  سهیم كردن  دیگران

4-از  لحظات آموختنی  به خوبی  بهره بگیرید.

5-انضباط را به عنوان  یك درس  اخلاقی  به كار بندید.

6-توقع  رفتاری  اخلاقی  داشته باشید .

7-نسبت به آثار رفتارها واكنش  نشان دهید.

8-رفتارهای  اخلاقی  را تقویت  كرده و پاداش  دهید .

9-به طور روزانه  اصول اخلاقی  را  اولویت بندی  نمایید.

10-مشاركت و ثبت  قانون  طلایی

از نظر  دكتر مایكل  بوریا ، خانه  بهترین مدرسه  برای  آموزش  رفتارهای  اخلاقی  است .در این راستا ،او ده نكته  را جهت  ایجاد هوش  اخلاقی به والدین پیشنهاد می  دهد.

1- احساس  تعهد  در جهت پرورش  كودكی  اخلاقی

یك  سوال اساسی  آن است كه پرورش  یك كودك  اخلاقی  چه مقدار  برای شما اهمیت  دارد؟ چراكه  تحقیقات نشان داده اند ،والدینی كه شدیدا  احساس نیاز  به شكل دادن  رفتارهای  اخلاقی  در كودكانشان می نمایند، یا ترس  از ایجاد  اخلاق های زشت  در آنها دارند ، معمولا موفق بوده اند، زیرا  خودشان را برای  تلاش ذز این مورد  متعهد  كرده اند.بنابراین اگر شما  واقعا  می  خواهید  كودكی  دارای اخلاق  داشته باشید ، باید  احساس  تعهد  شخصی  برای پرورش  او نموده  و این تعهد  تا نیل به هدف  تداوم یابد.

2- تلاش  برای  آن كه  الگویی  نمونه  یا یك مثال  اخلاقی  قوی  باشید

والدین اولین و قوی ترین  الگو  یا معلم  اخلاق  برای  كودكانشان  هستند، بنابراین مطمئن شوید  همان  رفتارهای  اخلاقی را كه  از كودكتان  انتظار دارید ، انجام دهید  تا آنها  از شما فراگیرند.

3-شناخت باورها و عقاید خودتان  ضمن سهیم كردن آنها با دیگران

 پیش از آنكه بتوانید كودكی  با اخلاق  پرورش  دهید ، باید درباره آنچه  كه به آن باور دارید  با خودتان  صادق و صریح باشید ، بنابراین مدتی كوتاه به تمامی ارزش هایتان  فكر كنید .سپس  درباره  این كه چرا  شما این  روش  اجرای خاص  خودتان را دارید ،به طور منظم  با كودكتان  صحبت كرده  و نظراتتان  را با او در میان گذارید.

4-از لحظات آموختن  به خوبی  بهره  بگیرید

بهترین لحظه های  آموزش  معمولا غیرمنتظره  و اتفاقی  هستند و بر خلاف  تصور ،از  پیش  برنامه ریزی نشده اند.هر گاه بحث موضوعات  اخلاقی به میان آمد ،از آن فرصت استفاده كنید ،آنها به شما و كودك كمك می نمایند تا باورهای اخلاقی استواری  را كه در هدایت  مستمر  رفتارهایش  برای تمامی  زندگی موثرند،رشد دهد.

5-انضباط  را به عنوان  یك درس  اخلاقی  به كار بندید

انظباط موثر  موجب مراقبت از كودك  در این امر می  شود  تا تشخصی  دهد  كه چرا رفتارش  اشتباه  است  وچگونه می تواندذ آن را اصلاح و تصحیح  نماید. در این راستا ، استفاده از  پرسش های صحیح  به كودكان كمك می نماید  به این توانایی دست یابند  كه نظ دیگران را درباره رفتارشان دریابند و توانایی درك نتایج  رفتارهایشان  را توسعه دهند.

6-توقع رفتارهای  اخلاقی  داشته باشید

در این زمینه نتیجه مطالعات روشن بوده است ،كودكانی  كه رفتارهای  اخلاقی دارند ،والدینی دارند  كه از آنها انتظارات داشته اند چنین عمل كنند.توقعات و انتظارات شما از كودكتان ، به منزله  تعیین نوعی استاندارد  برای رفتارهای آنهاست .

7-نسبت به آثار رفتارهای  واكنش  نشان دهید

محققین ابراز می كنند  كه یكی از بهترین تمرین های  سازنده  اخلاق ، اشاره به اثر رفتار كودك  بر شخص  دیگر است ، انجام این كار  موجب افزایش  رشد اخلاقی  كودك می  شود.

8-رفتارهای  اخلاقی كودك  را تقویت كرده  و پاداش  دهید

 یكی از ساده ترین  راههای  كمك به كودك  در جهت كسب  رفتارهای  جدید  این است كه پس از وقوع  آن رفتارها ، آنها را پاداش  داده و تحسین نمایید . پس  با هدف  شكل دهی  رفتارهای  اخلاقی ، كودك را زیر نظر  بگیرید و با شرح اینكه چرا رفتارش  خوب  بوده  و شما برای  آن ارزش  قائلید، آن را تقویت نمایید.

9-هر روز اصول اخلاقی  را اولویت بندی  كنید.

كودكان با خواندن اصول اخلاقی  در متن كتابها  یاد نمی گیرند چگونه  افراد با اخلاق  بشوند ، بلكه تنها با انجام كارهای  خوب ، این امر را می آموزند، كودك را جهت كمك  برای  ایجاد تغییر  در دنیای  خودش  تشویق  كنید  و همیشه او را یاری  دهید  تا نتیجه  مثبت  عمل خود  را بر روی  حالات دیگران درك و تشخیص  دهد .هدف  نهایی و واقعی برای  كودكان  آن است كه هرچه كمتر و كمتر  به راهنمایی بزرگسالان  وابسته باشند  و اصول اخلاقی  باید به زندگی  روزمره  آنها وارد شده  و ضمنا  آنها را برای  خودشان  درونی  سازند ، این امر تنها  زمانی  روی  می دهد  كه والدین بر اهمیت  فضیلت ها  دائما  تاكید  كنند و بچه هایشان  هم مكررا این رفتارهای اخلاقی  را تمرین  كنند. 

10-مشاركت و ثبت قانون طلایی

 به كودكتان قانون  طلایی را  كه بسیاری  از  تمدن ها  را در طول  قرن ها  هدایت و راهنمایی كرده است [ و سخن پیامبر اسلام(ص) نیز  هست ] آموزش  دهید: " با دیگران همانگونه رفتار كنید ، كه  می خواهید با شما رفتار شود ."  به او یادآوری  كنید  از خودش  قبل  از هر كاری  بپرسد "آیا  من  دوست دارم ، دیگری  با من  این طور رفتار  كند؟"  تلاش كنید  این اصل ، قانون  اساسی  اخلاقی  خانواده شما باشد.

 

****

منبع : مقاله " پرورش هوش  اخلاقی در كودكان  "-نویسنده : رونالد هاكسلی -ترجمه :دكتر فرناز كشاورزی - عضو هیات علمی  گروه روانشناسی  دانشگاه  آزاد  اسلامی -تهران-روزنامه همشهری 12 بهمن 1382 - صفحه 12- صفحه زندگی